محمد بن على ظهيرى سمرقندى

107

سندباد نامه ( فارسى )

در خدمت ولى نعمت « 1 » ، تقصير « 2 » روا دارد و اوامر و نواهى او را به قدر وسع و امكان ، به امتثال استقبال نكند . شعر فانّ الجرح ينفر بعد حين * اذا كان البناء على فساد « 3 » 1 و اميد بنده به فضل پادشاه آن است كه با دستوران خويش همان كند كه آن پادشاه كرد تا داد انصاف « 4 » و انتصاف بر قضيّت عدل و عفاف فرموده باشد و اگر پادشاه « 5 » داد من ندهد ، حق تعالى ظلم روا ندارد « 6 » . إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها 2 . كنيزك چون اين مقدّمات تقرير كرد ، تغيّر و تأثّر از سر تازه شد و با خود گفت : « الملك عقيم و لا ارحام بين الملوك و بين احد » 3 . براى پيوند و « 7 » فرزند به ترك سياست نتوان گفت كه نظام ملك و دولت به انتظام عدل و سياست متعلّق است و مثال داد تا پسر را سياست كنند . وزير سوّم « 8 » چون خبر استهلاك شاهزاده « 9 » شنيد ، كس به جلّاد فرستاد كه درين سياست تأخير كن تا من به حضرت شاه روم و مذمّت تعجيل در سياست و محمدت تأخير و تأنّى « 10 » بازنمايم و در ابقا و احياى فرزند شاه ، تدبير سگالم و براءت ساحت او را درين « 11 » تهمت ، تقريرى كنم . آمدن دستور « 12 » سيّم « 13 » به حضرت شاه وزير ثالث كه به نور رأى ثاقب « 14 » ، ضيا از كوكب « 15 » رابع ربوده بود و در تدارك وقايع و حوادث ، سحرهء فرعون جهل را « 16 » يد بيضا و دم مسيحا نموده ، پيش شاه رفت و گفت : زندگانى پادشاه عالم و فهرست دودهء بنى آدم در كامرانى و حصول امانى ، هزار سال باد .

--> ( 1 ) . آتش : ولى نعمت خويش ( 2 ) . آتش : و غفلت ( تاشكند مطابق متن ) ( 3 ) . ازمير : على الفساد ( 4 ) . ازمير : « عدل » اضافه دارد ( 5 ) . آتش : شاه ( 6 ) . آتش : قوله تعالى ( 7 ) . ازمير : واو ندارد ( 8 ) . آتش : سؤم ( 9 ) . ازمير : « شاهزاده » ندارد ( 10 ) . آتش : « و تثبّت » اضافه دارد ( 11 ) . آتش : ازين ( تاشكند مطابق متن ) ( 12 ) . آتش : وزير ( 13 ) . آتش : سؤم ( 14 ) . ازمير : ثابت ( 15 ) . ازمير : كواكب ( 16 ) . ازمير : « را » ندارد